تبليغاتX
شعر درماني
مشخصات یکشنبه هفدهم خرداد 1388 14:17
 

 سن دقیقم را

به آیینه گفته ام

و صورت تراش نخورده ی یک ماهه

قد دقیقم را 

 قدم زدن با تو تعیین میکند

 و درخت لاغرشده ای حاشیه زاینده رود

وزنم را اما

             به آغوش کسی نداده ام

                                              تا مجهول ترین کادوی تقدیمی به تو باشم

 

 

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

حکایت ما دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 14:16
 

قطره ی چاقی که ما را

 شسته بود

تف از سرفه رها شده ی

عابری بیخبر بود

نه سپور خوش حوصله ای

ما را اسکان می داد

نه کف کفش عابر پیاده ای

 ما را به مسافرت می برد

همه ی آنچه بودم

فیلتر سیگاری دود شده بودم

 همه ی آنچه بودی

 آدامس جویده شده ای

 افتاده  در پیاده رو بودی

ما مصرف شده بودیم

که به هم رسیدیم 

 

اردیبهشت تهران۸۸

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

وقتش كه مي آيد پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 13:18
 

هیچ تار موی سفیدی را

نمیشود زیر تاری سیاه

 مخفی کرد.


پیری پیری ست


و خودکار کم رنگی که تو را

 تحمل میکند


عصایی بیش نیست


به هر آلبومی برگردی

 
پوست بادامهای شیرین را با دندان شیری ات

 
یکی یکی می کنی

 بی خبر از آخرین بادامی که تلخ


پوستت را می کند‎

 نه برسم هندیان هزار مذهب


سوزانده خواهی شد


و نه به آیین مصریان باستان، مومیایی


مهم نیست سردوشی ات چند ستاره دارد


وقتش که بیاید

گورکن ها یک مستطیل دور تو هم خواهند کشید

 

..............................................................................................

جناب اقاي اميرحسين تيكني:

ضرباهنگ شعر با معنای شعر بسیار خوب جفت و جور شده ،روایتی منظم از رویایی بهم ریخته که از ابتدا خواننده رو جذب میکند ،پایان کار کمی کلیشه ای میشه و می توانست شاعرانه تر باشه اما چیزی از زیبایی کار کم نمی کنه. نقطه ی بارز این کار عدم استفاده از واژه ای اضافی بود.
..........................................................................................

جناب اقاي روح الله محمدي قيري

بادام های تلخ همیشه زندگی را به سمت تلخی می برند.تلخی جزیی از رسم زمانه است. خیلی زیبا است. برعکس بقیه ی شعرات داری مفهوم رو بر می گردونی. این مهمه.

........................................................................................

سركار خانم سعيده كشاورزي

خواندم اثر را و آنچه که میتوانم گفت: در اولین خوانش آنچه بیش از هر چیز نظرم را جلب میکند «زبان به روز» - (با کمی گرایش به زبانی ترجمه وار)- و در وهله ی دوم «بیان تصویرمحوری ست» که در شعرتان نمود دارد. این هر دو از امتیازات شعر شماست اما آنچه فقدانش را در اثر حس میکنم فضاست. کار اگرچه از پیوند یکسری تصاویر و مفاهیم متمایزشکل می یابد اما فاقد فضایی ست که مورد انتظار من است. فضا به معنای خلق اثری متکثر،درهم تنیده و چندلایه، نه تک بعدی و یک لایه، اثری عمیق آنچنان که مخاطب را با خود و در سطوح چندگانه ای درگیر کند. بنظر میرسد برد کلماتتان کوتاه است و خلق آن فضای عمیق را پس میزند. با این همه آنچه شاهد آن هستم نوعی زبان است که سعی در متفاوت بودن دارد و این نشانه ی خوبی ست.

سپاس

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

مسافر مفقودش یکشنبه ششم بهمن 1387 19:56
 

فرشته ی فرشته ی فرشته را

 

در ویترین هیچ کوچه ای

 

پیدا نخواهی کرد

 

خیره تر که بشوی

 

صورت ماه هم

 

لکه های سیاهی دارد

 

که قادر است

 

شام تو را زهر مار کند

 

مسافر مفقودت خنده است و قهقهه ی عمیق

 

طوری نشسته ای انگار

 

حمام در وانی پر از شراب چند ساله هم

 

لبخند به تو پس نخواهد داد

 

دلت میخواهد به خواستگاری اش بروی

 

دلت اما نمیخواهد

 

به خاکسپاری خودت بروی

 

 

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

ماچا ماچ شنبه سی ام آذر 1387 12:55
 

سیبهای رسیده ای دارند

 

و از یقه ی بازشان

 

مثلثی از پوست باقی مانده

 

جز اینکه بیایند روبروی تو بایستند

 

و خیال شرقی ات را با لبخندی سرخ

 

خراب کنند

 

شغل دیگری ندارند

 

تاجر گوشتی تازه اند

 

اما بعضی وقتها

 

شبیه درختان از جنگل فرار کرده ای میشوند

 

که قادر نیستی

 

میوه های مخفی در برگشان را

 

با پول خارجی ات نخری

 

قادر نیستی خودت را در خودت نگه داری

 

بیرون می آوری

 

می بری نزدیک

 

و میگویی:

 

هر چه ماچا ماچ

 

 

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

سامسونت یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 9:44
 

 

سامسونت یعنی تو مال این شهر نیستی

 

سرت رو پایین بگیری

 

با پیاده رو طرفی و کفشها

 

با تنه ها

  

نرمی ها

 

زبري ها

 

سامسونت یعنی...

 

سرت را بالا بگيري

 

با برجها تصادفي و كندوها

 

با وزوزها

 

شاخكها

 

سامسونت يعني تو دوستش نداري

 

وگرنه اسمش را

 

روي ديوار دستشويي عمومي

 

حك نمي كردي

 

تو دوستش نداري

 

و اين دستشويي

 

درستشويي نخواهد شد

 

 

 

۱۸ارديبهشت ۸۷ تهران

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

سه تا کوتاه سه شنبه هفتم آبان 1387 15:59

 

 

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

 تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

تو هم ميفهمي هر هفته هفت روز است ...و اين اسلحه ي كمري هفتير است تو هم نميفهمي

...........................................................................

 خوشميگذره...خودش ميگذره...خودشه..داره ميگذره 

خوشميگذره...خودش ميگذره...خودشه..داره ميگذره

 خوشميگذره...خودش ميگذره...خودشه..داره ميگذره

 خوشميگذره...خودش ميگذره......خودشه..داره ميگذره

 خوشميگذره...خودش ميگذره...خودشه..دارهميگذره

 خوشميگذره...خودش ميگذره خودشه ....داره ميگذره

..................................................................................................................................

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

دريا قبر شفاف ماهي ها ميشود اگر اين نفتكش خودش را كثيف كند

نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

نثر سه شنبه نهم مهر 1387 23:38
تورا خدا دوستم داشته باش/حتي اگه ميشه لطفن به من دروغ  بگو /خواب منو ببين/حتي اگه ميشه نخواب/اب اب ابي به صورتم نزن /بيدارم نكن..
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

مرا ميتواني آخ یکشنبه ششم مرداد 1387 21:32
 

از پله ها برگرد

 

به پشت بام نميرسد

 

ارثي كه مي بر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |

دو تا كوتاه شنبه یکم تیر 1387 18:19
 

شام بيرون را

دوست دارم 

روبروي شام بيرون را

دوست دارم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خیرالله فضلی   | لینک ثابت |